(غذای کنسرو شده) canned food
Meaning: food that has been preserved in a metal container without air
غذایی که در ظرف فلزی بدون هوا نگهداری شده است
EXP: Canned vegetables usually contain a lot of salt.
سبزیجات کنسرو شده معمولاً حاوی مقدار زیادی نمک هستند.
********************
(غذای نیمه آماده یا حاضری) TV dinner
Meaning: a frozen prepared meal that you buy in a container
غذای آماده منجمد که در ظرف میخرید
EXP: Some manufacturers are trying to make TV dinners low in salt and additives-free.
برخی از تولیدکنندگان در تلاشند تا غذاهای نیمه آماده کم نمک و بدون مواد افزودنی درست کنند.
********************
(تنقلات) refreshments
Meaning: something to eat or drink during a party or a meeting
چیزی برای خوردن یا نوشیدن در یک مهمانی یا جلسه
EXP: What can be bought to cut down on the waste produced by staff refreshments? (Cambridge IELTS 8)
برای کاهش زباله حاصل از تنقلات کارکنان چه چیزی می توان خرید؟ (کمبریج آیلتس 8)
********************
(یک رژیم غذایی سالم) a wholesome diet
(غذای سالم) healthy food
Meaning: the healthy food that someone eats each day
غذای سالمی که یک نفر هر روز می خورد
EXP: Some people believe a salt-free diet is wholesome.
برخی افراد معتقدند رژیم غذایی بدون نمک سالم است.
********************
( رژیم غذایی ناسالم) an unhealthy diet
Meaning: unhealthy food
غذای ناسالم
EXP: Public awareness of the dangers of an unhealthy diet should be raised.
آگاهی عمومی در مورد خطرات رژیم غذایی ناسالم باید افزایش یابد.
********************
(چرب) greasy
Meaning: prepared with a lot of oil or fat
تهیه شده با مقدار زیادی روغن یا چربی
EXP: Evan can shed more pounds if he eats less greasy food.
اگر اوان غذای چرب کمتری بخورد، بیشتر می تواند وزن کم کند.
********************
cut down on sth (مصرف چیزی را کم کردن)
Meaning: reduce the amount of sth. that you eat or drink
مقدار چیزی را که می خورید یا می نوشید کاهش دهید
EXP: My doctor told me to cut down on carbohydrates.
دکترم به من گفت که مصرف کربوهیدراتها را کاهش دهم.
یکی از موضوعاتی که در یادگیری زبان انگلیسی اهمیت بالایی دارد، موضوعات مربوط به غذا است. چه در سفر و چه در زندگی روزمره شما نیاز دارید در مورد غذا به زبان انگلیسی صحبت کنید یا سفارش بدید. یکی از اولیه ترین و مهم ترین کلمات و اصلاحاتی که باید بیاموزد انواع غذا به انگلیسی است. در مقاله مهمترین اصطلاحات آیلتس دربارۀ غذا قصد داریم اصطلاحات و واژگان تخصصی مربوط به غذا در انگلیسی در یک جا جمع آوری کنیم.
آشنایی با اصطلاحات این بخش می تواند به داوطلبان در کسب نمرۀ مطلوب در امتحان بین المللی مانند آزمون تافل و آزمون آیلتس کمک بسیار زیادی می کند.
(غذای کنسرو شده) canned food
Meaning: food that has been preserved in a metal container without air
غذایی که در ظرف فلزی بدون هوا نگهداری شده است
EXP: Canned vegetables usually contain a lot of salt.
سبزیجات کنسرو شده معمولاً حاوی مقدار زیادی نمک هستند.
********************
(غذای نیمه آماده یا حاضری) TV dinner
Meaning: a frozen prepared meal that you buy in a container
غذای آماده منجمد که در ظرف میخرید
EXP: Some manufacturers are trying to make TV dinners low in salt and additives-free.
برخی از تولیدکنندگان در تلاشند تا غذاهای نیمه آماده کم نمک و بدون مواد افزودنی درست کنند.
********************
(تنقلات) refreshments
Meaning: something to eat or drink during a party or a meeting
چیزی برای خوردن یا نوشیدن در یک مهمانی یا جلسه
EXP: What can be bought to cut down on the waste produced by staff refreshments? (Cambridge IELTS 8)
برای کاهش زباله حاصل از تنقلات کارکنان چه چیزی می توان خرید؟ (کمبریج آیلتس 8)
********************
(یک رژیم غذایی سالم) a wholesome diet
(غذای سالم) healthy food
Meaning: the healthy food that someone eats each day
غذای سالمی که یک نفر هر روز می خورد
EXP: Some people believe a salt-free diet is wholesome.
برخی افراد معتقدند رژیم غذایی بدون نمک سالم است.
********************
( رژیم غذایی ناسالم) an unhealthy diet
Meaning: unhealthy food
غذای ناسالم
EXP: Public awareness of the dangers of an unhealthy diet should be raised.
آگاهی عمومی در مورد خطرات رژیم غذایی ناسالم باید افزایش یابد.
********************
(چرب) greasy
Meaning: prepared with a lot of oil or fat
تهیه شده با مقدار زیادی روغن یا چربی
EXP: Evan can shed more pounds if he eats less greasy food.
اگر اوان غذای چرب کمتری بخورد، بیشتر می تواند وزن کم کند.
********************
cut down on sth (مصرف چیزی را کم کردن)
Meaning: reduce the amount of sth. that you eat or drink
مقدار چیزی را که می خورید یا می نوشید کاهش دهید
EXP: My doctor told me to cut down on carbohydrates.
دکترم به من گفت که مصرف کربوهیدراتها را کاهش دهم.
یکی از موضوعاتی که در یادگیری زبان انگلیسی اهمیت بالایی دارد، موضوعات مربوط به غذا است. چه در سفر و چه در زندگی روزمره شما نیاز دارید در مورد غذا به زبان انگلیسی صحبت کنید یا سفارش بدید. یکی از اولیه ترین و مهم ترین کلمات و اصلاحاتی که باید بیاموزد انواع غذا به انگلیسی است. در مقاله مهمترین اصطلاحات آیلتس دربارۀ غذا قصد داریم اصطلاحات و واژگان تخصصی مربوط به غذا در انگلیسی در یک جا جمع آوری کنیم.
آشنایی با اصطلاحات این بخش می تواند به داوطلبان در کسب نمرۀ مطلوب در امتحان بین المللی مانند آزمون تافل و آزمون آیلتس کمک بسیار زیادی می کند.

کاربرد ها و تفاوت های no و any در انگلیسی